♣__ کلاه خاکی __♣
من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام

چندی ست دلم فکر شکار افتاده

با نیزه به جان روزگار افتاده

انسان نخستین شده ام ، ناچارم

وقتی شکمم به قارقار افتاده

***

تا دید مرا گفت که خوشحالم مرد

دردی نکشید و گوهرم را هم برد

شرمنده روی ماهتم سعدی جان!

اعضای مرا همین بنی آدم خورد

 

گاو صندوق بر پشت مورچه کارگر

صفر جلیل بیگی




            ارسال نظر(2)
پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 :: 13:32
hamedkazemi

درباره وبلاگ


سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران