♣__ کلاه خاکی __♣
من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام

حال و هوای این روزهای دلم

را برایت مینویسم

بغض

بغض

بغض

خسته ام این روزها...

هوای دلم ابریست

برای باریدن شانه هایت را کم دارم

ــــــــــــــــــــــــ

کلاه خاکی



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 :: 15:38
hamedkazemi

این روزها

از بس تورا فریاد زدم

گلویم گرفته!

اما در تعجبم

چرا هیچکس صدایم را نمیشنود

حتی تو

ـــــــــــــــــــــ

کلاه خاکی



            ارسال نظر(7)
چهارشنبه 08 شهریور 1391 :: 21:00
hamedkazemi

دل من خیلی کوچیکه

موندم تو اینکه...


چشم های دریایی تو


چطور توش جا شدن؟!!!

ـــــــــــــــــــــــ

کلاه خاکی



            ارسال نظر(16)
سه‌شنبه 07 شهریور 1391 :: 21:22
hamedkazemi

 

محبوب تر از تو نیست در زندگی ام

ای بهترین یار ای تمام هستی ام

می کنم جان نثار چشم شهلایت

با تو درگیر لحظه های نابِ رویایی ام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلاه خاکی



            ارسال نظر(5)
یکشنبه 05 شهریور 1391 :: 21:41
hamedkazemi

خوش به حالت سهراب

 
که دلت خوش بود
 
و ذوقت سر سوزن
 
تو بگو...
 
من و هم نسل هایم
 
از چه بنویسیم؟!
 
ـــــــــــــــــــــ
کلاه خاکی


            ارسال نظر(0)
جمعه 03 شهریور 1391 :: 21:26
hamedkazemi

تازگیا دلم سرخود شده

برای خودش میره هرجایی که دوست داره

انگار نه انگار من وجود دارم و اختیارش دست منه

چند روز پیش فکر کردم گم شده آخه چند روزی پیداش نبود!!!

بعد که اومد مارو تحویل نمیگرفت! از بس روش زیاده

بهش میگم کجا بودیییییییییییییییی؟؟؟

میدونی چی گفت؟

"رفته بودم همون جایی که منو سپردی بهش"

گفتم به کی؟

گفت: به عشق

همینجور ادامه داد و با حرفهاش دلم آتیش گرفت

مونده بودم چی جوابشو بدم

دلی که اینهمه ازش دلخور بودم کاری رو انجام میداد که وظیفه من بود

من باید میرفتم اونجا

همونجایی که یه روز دلمو داده بودم به حضرت عشق

حق با دلم بود من سالها بود به دلم توجه نکرده بودم اونم دلخور بود تو این چند هفته

بروز داده بود و من باز داشتم اشتباه میکردم

صدای گریه ام تو کوچه پیچیده بود که صدای مادرم رو شنیدم...

پسرم بیدارشو

باز داری خواب میبینی

 

مطلب نداشتم بذارم تصمیم گرفتم داستانک بنویسم امیدوارم خوشتون اومده باشه

چون اولین تجربمه تو این زمینه



            ارسال نظر(1)
چهارشنبه 01 شهریور 1391 :: 22:35
hamedkazemi

خدایا

ماه رمضونت دار تموم میشه

نکنه نبخشیده باشی مارو

مایی که بنده شرمسار تو هستیم

ما به رحمت و بخشندگی تو چشم امید داریم

هوای مارو داشته باش بالاخره ما هم اصلاح میشیم

باور کن



            ارسال نظر(7)
پنج‌شنبه 26 مرداد 1391 :: 22:24
hamedkazemi

ايـن خـاك دگـر بـاره شـد از زلـزلـه ويـران
يـا رب چـه رمـوزي ست در ايـن گـوشه ايـران !؟
هـر تيـر بلا مي جـهد از قـوس طبيعـت ،
اول هـدفش مي شـود اين خـانـه ويـران ... !



            ارسال نظر(6)
یکشنبه 22 مرداد 1391 :: 19:37
hamedkazemi

 

خدایا
شب قدر است...
و من درگیر جهانم
تولطفی کن
از این دنیا برهانم
نجاتم ده از این دوزخ که هستم
بده توفیق عبادت
تا زنده هستم
ـــــــــــــــــــــ

کلاه خاکی



            ارسال نظر(1)
شنبه 21 مرداد 1391 :: 19:23
hamedkazemi

گویند امشب
درهای رحمت الهی باز است
خداوندا
دستان خالی ام را ببین
به سوی تو دراز است

التماس دعا
ــــــ
کلاه خاکی



            ارسال نظر(2)
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 :: 22:08
hamedkazemi

درباره وبلاگ


سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران