|
♣__ کلاه خاکی __♣ من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام
تا به کی چشمان مارا می کنی گـریان بــیـــــــا ای از تــــبـــار خــــوب بــــاران مــهـــدی ای نــور خــدا صـاحــب زمــان با ظهورت می کنی دلهای ما را شادمان کلاه خاکی
اگــه روزی نـبـاشـه دنـیـا بــرام تـیـره و تــاره بـدون اون زندگـی دیگه هیچ معنی نداره من اونو بیشتر از هرچیز تو دنیا دوسش دارم اگــه روزی نـباشـه از زندگـی من بـیزارم حامد
وقتی تو رو دیدم... وقتی تـورو دیـدم از هـمه دنـیا دل بریـدم دلمو به تو سپردم وقتی که چشماتو دیدم یادمه اون روزها بودش نگاه تو قبله گاهم ولی تو ندادی دل رو به دو چشمون سیاهم
حامد تقدیم به همه پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های عزیز سرزمینم ایران
پدر بزرگ یه نعمته محبتاش بی منته مادر بزرگ مهربونه حرفاش تو قلبم می مونه
پدر بزرگ با دستهای پینه بسته مادر بزرگ با چهره ی شکسته
هنوزم مثه یه کوه استوارن میخوان بگن تو زندگی هیچ چیزی کم ندارن
چی میشه هر از گاهی ما از اونا یادی کنیم اگه زندن با یه گل اگه نه با فاتحه روحشونو شاد بکنیم
پس بیایم تا وقتی هستن قدرشونو بدونیم تا یه وقت خدانکرده در حسرت دیروز نمونیم
درباره وبلاگ سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|