|
♣__ کلاه خاکی __♣ من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام
![]() مترو
زیباترین شعر
روزگاری است
که تنهایی مارا
فریاد می زند!
-----------
کلاه خاکی
چشمانم بی خطر شده
برقش کسی را نمی گیرد
تو که خوب می دانی
سال هاست تو را ندیده ام --------- حامد کاظمی سلام دوستان از این به بعد توی سایت جدیدم براتون یسری برنامه از قبیل موسیقی , کتاب الکترونیک , نرم افزار و ... میذارم تا دانلود کنید. اولین کتابی که براتون در نظر گرفتم از دلنوشته های استاد مریم حیدرزاده با عنوان "یا تو یا هیچکس" که امیدوارم از خوندن اشعارش لذت ببرید.
فردا
پنجشنبه است؟!
گویی عقربه های ساعت
با من لج کرده اند!
یک نفر به آنها بگوید
با تو قرار دارم...
------------- کلاه خاکی
بار اول که تو را دیدم بی اختیار... دل به تو دادم کاش نمی دیدمت یا که دل به تو نمی دادم حال که به تو ای بی وفا دل سپرده ام نمی دانم چگونه آنرا از تو بستانم! ---------------- حامد کاظمی حسین (ع) جانم به قربانت دو چشمانم به قربانت قسم خورده ام تا قیامت شوم غلام غلامانت حسین(ع) جانم به قربانت ---------- ح.ک سلام دوستان لطفا از وب سایت جدیدم که به صورت آزمایشی راه اندازی شده بازدید فرمایید. جهت ورود اینجا کلیک کنید. برای وصف شما نمی دانم چه واژگانی را تبرک کنم شما ناگفته وصف شده اید! چشم دل را که خوب باز کنیم چهر ه ی نورانیتان بر عالم نور تابانیده به آسمان که می نگرم ستاره ها با هر چشمکی که می زنند شما را فریاد می کنند به زمین ... آنجا که شقایق ها با هر نسیم می رقصند نگاه می کنم جز نشان شما هیچ نمی بینم مولای عطشان من ... کودکی بودم که خواندم نام اعظم شما را حســــــــــــــــــــــین (ع) بعد از عمری که نشد وصفتان کنم اینک چگونه می شود خالق یکتارا شکر گفت؟! او که حسین (ع) و عباس(ع) را آفرید خدایی که کربلا را با خون اربابمان غسل داد! آیا می شود با شعر و غزل و داستان حق را ذکر گفت!؟ نمیدانم قلم امشب چه بر سر دلش آمده که اینگونه می نویسد از هر چه خوبیست!!! مینویسم کربلا و چشم دلم تاب نمی آورد می گرید... ____________ تقویم را که ورق می زنیم به روزهایی می رسیم که رنگشان سیاه است این سیاهی زمین و زمان را سیه پوش می کند گویا همه دنیا به برگ های تقویم من چشم دوخته اند یک درد مشترک جهان را فرا گرفته است عــــــــــــــاشورا... تقویم من لباس سیاه بر تن می کند. ---------------------- دلنوشته این حقیر تقدیم به ارباب لب تشنه
بزرگی و شأن انسان می دونی بدون تو زنده نمی مونم بخدا تو نباشی تو دنیا سرگردونم خداییش اون نگات آرومِ جونمه می دونی وجودت دین و ایمونمه می دونم دلت می خواد این روزا تموم شن همین روزا گل های عشقمون شکوفا شن میدونم برات کم گذاشتم از همه چیز کاش اینو بدونی بی تو میشم مریض دل من فقط میخواد با تو بمونه تو باشی خانم و من آقای خونه --------------- کلاه خاکی بخشی از ترانه ای که برای یه گروه رپ سرودم
درباره وبلاگ سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|