♣__ کلاه خاکی __♣
من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام

 

چه بهاریست؟!

چه تازه شدنی؟!

تو که نیستی...

بهارو خزان من

یک رنگ است

کـــــلاه خـــــاکی



            ارسال نظر(4)
یکشنبه 06 فروردین 1391 :: 15:23
hamedkazemi

 

الهی به مردان در خانه ات /به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنان که با امر روحی فداک / نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنان که از بیخ و بن زی ذیند / شب و روز با امر زن می زیند
به آنان که مرعوب مادر زنند / ز اخلاق نیکوش دم می زنند
به آن شیر مردان با پیش بند / که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنان که در بچه داری تکند / یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال / نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام /به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار / نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند / ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند / گرفتار پخت و پز مطبخند
به آنان قرمه سبزی پزان قدر / به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل / به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش / چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار / از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص / نفرما از این یوغ ما را خلاص



            ارسال نظر(6)
یکشنبه 06 فروردین 1391 :: 15:01
hamedkazemi
 
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند

 

حريف مجلس ما خود هميشه دل مي برد
علي الخصوص كه پيرايه اي بر او بستند

 

بساط سبزه لگدكوب شد به پاي نشاط
ز بس كه عامي و عارف به رقص برجستند

 

يكي درخت گل اندر سراي خانه ماست
كه سروهاي چمن پيش قامتش پستند

 

به سرو گفت كسي، ميوه اي نمي آري
جواب داد كه آزادگان، تهي دستند



            ارسال نظر(10)
سه‌شنبه 01 فروردین 1391 :: 21:44
hamedkazemi

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

آوای خوش هزار تقدیم تو باد

گویند لحظه ایست روییدن عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

پیشاپیش

فرارسیدن نوروز باستانی و لطافت بهاری

بر تمامی دوستان عزیز مبارک باد.



            ارسال نظر(8)
جمعه 26 اسفند 1390 :: 22:51
hamedkazemi


در دلم اندوهیست مثل یک کوه بزرگ

و چه سنگین باری روی این شانه بی حوصله ام می افتد

بردباری من از نا شکیبایی من کمتر نیست ؛ اما

با تو گویم دل من :

هیچ دردی از این بدتر نیست که تو

دوست بداری همه مردم را

لیک هیچ دل نتپد بهر تو

در هیچ کجا . . .



            ارسال نظر(3)
دوشنبه 22 اسفند 1390 :: 19:45
hamedkazemi

 

دختري با مادرش در رختخواب

درددل مي کرد با چشمي پر آب


گفت:مادر حالم اصلا خوب نيست

زندگي از بهر من مطلوب نيست




ادامه مطلب ...

            ارسال نظر(2)
شنبه 20 اسفند 1390 :: 23:07
hamedkazemi

چندی ست دلم فکر شکار افتاده

با نیزه به جان روزگار افتاده

انسان نخستین شده ام ، ناچارم

وقتی شکمم به قارقار افتاده

***

تا دید مرا گفت که خوشحالم مرد

دردی نکشید و گوهرم را هم برد

شرمنده روی ماهتم سعدی جان!

اعضای مرا همین بنی آدم خورد

 

گاو صندوق بر پشت مورچه کارگر

صفر جلیل بیگی



            ارسال نظر(2)
پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 :: 13:32
hamedkazemi

 

اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلیت میجنگه
طبیعیه، قشنگه
نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده 



ادامه مطلب ...

            ارسال نظر(4)
دوشنبه 15 اسفند 1390 :: 17:53
hamedkazemi

به دلتنگی هایمـــ دست نزن


می شكند بغضــم یك وقت !!


آنگاه غرق می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه


بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !

 

من، در هوای تو نفس می‌کشم


تو، در هوای دیگری


و این‌گونه فرجامِ جهان را پیش می‌اندازیم!



            ارسال نظر(13)
یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 14:28
hamedkazemi

 

به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش ..

برای زندگی با تو پر از شوقم ! پر از خواهش ..

به دستای تو محتاجم برای لمس خوشبختی ..

واسه تسکینه قلبی که براش عادت شده سختی ..

به چشمای تو محتاجم واسه تعبیر این رویا ..

که بازم میشه عاشق شد تو این بی رحمی دنیا ..

به لبخند تو محتاجم که تنها دلخوشیم باشه ..

بذار دنیای بی روحم به لبخند تو زیبا شه ..

به تو محتاجم و باید پناه هق هقم باشی ..

همیشه آرزوم بوده که روزی عاشقم باشی



            ارسال نظر(2)
شنبه 13 اسفند 1390 :: 20:38
hamedkazemi

درباره وبلاگ


سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران