function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="2594";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i فقر ميخواهم بگويم ... فقر همه جا سر ميكشد ... فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ... فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ... طلا و غذا نيست ... فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ...... فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ...... فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند ..... فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ..... فقر ، همه جا سر ميكشد ........ فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست .. فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است
سلام عزیزان
به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید.
امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید.
با تشکر
![]()