♣__ کلاه خاکی __♣
من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام

 

فقر

ميخواهم  بگويم ...

فقر  همه جا سر ميكشد ...

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ...

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ...

طلا و غذا نيست  ...

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء

يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌

كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است

 كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك

 اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

 فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است




            ارسال نظر(16)
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: 10:27
hamedkazemi

درباره وبلاگ


سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران