♣__ کلاه خاکی __♣
من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام

حسین (ع) جانم به قربانت

دو چشمانم به قربانت

قسم خورده ام تا قیامت

شوم غلام غلامانت

حسین(ع) جانم به قربانت

----------

 ح.ک



            ارسال نظر(5)
جمعه 03 آذر 1391 :: 15:01
hamedkazemi

سلام دوستان

لطفا از وب سایت جدیدم که به صورت آزمایشی راه اندازی شده بازدید فرمایید.

جهت ورود اینجا کلیک کنید.



            ارسال نظر(6)
چهارشنبه 01 آذر 1391 :: 22:25
hamedkazemi

 

برای وصف شما نمی دانم چه واژگانی را تبرک کنم

شما ناگفته وصف شده اید!

چشم دل را که خوب باز کنیم چهر ه ی نورانیتان بر عالم نور تابانیده

به آسمان که می نگرم ستاره ها با هر چشمکی که می زنند شما را فریاد می کنند

به زمین ...

آنجا که شقایق ها با هر نسیم می رقصند نگاه می کنم

جز نشان شما هیچ نمی بینم

مولای عطشان من ...

کودکی بودم که خواندم نام اعظم شما را

حســــــــــــــــــــــین (ع)

بعد از عمری که نشد وصفتان کنم

اینک چگونه می شود خالق یکتارا شکر گفت؟!

او که حسین (ع) و عباس(ع) را آفرید

خدایی که کربلا را با خون اربابمان غسل داد!

آیا می شود با شعر و غزل و داستان حق را ذکر گفت!؟

نمیدانم قلم امشب چه بر سر دلش آمده که اینگونه می نویسد از هر چه خوبیست!!!

مینویسم کربلا و چشم دلم تاب نمی آورد

می گرید...

____________

تقویم را که ورق می زنیم به روزهایی می رسیم که رنگشان سیاه است

این سیاهی زمین و زمان را سیه پوش می کند

گویا همه دنیا به برگ های تقویم من چشم دوخته اند

یک درد مشترک جهان را فرا گرفته است

عــــــــــــــاشورا...

تقویم من لباس سیاه بر تن می کند.

----------------------

دلنوشته این حقیر تقدیم به ارباب لب تشنه



            ارسال نظر(4)
پنج‌شنبه 25 آبان 1391 :: 18:37
hamedkazemi

 

بزرگی و شأن انسان
در بزرگی و شأن رؤیاهایش
در عظمت عشقش
در والایی ارزش هایش؛
و در شادی و سرور تقسیم شده اش نهفته است!
...


بزرگی و شأن انسان
در بزرگی و شأن افکارش
در ارزش تجسم یافته اش
در چشمه هایی که روحش از آن سیراب می گردد؛
و در بینشی که بدان دست یافته نهفته است!

بزرگی و شأن انسان
در بزرگی و شأن حقیقتی است که بر لبان جاری می سازد
در یاری و مساعدتی که بذل می کند
در مقصدی که می جوید؛
و در چگونه زیستن او نهفته است!




            ارسال نظر(3)
دوشنبه 22 آبان 1391 :: 21:50
hamedkazemi

می دونی بدون تو زنده نمی مونم

بخدا تو نباشی تو دنیا سرگردونم

خداییش اون نگات آرومِ جونمه

می دونی وجودت دین و ایمونمه

می دونم دلت می خواد این روزا تموم شن

همین روزا گل های عشقمون شکوفا شن

میدونم برات کم گذاشتم از همه چیز

کاش اینو بدونی بی تو میشم مریض

دل من فقط میخواد با تو بمونه

تو باشی خانم و من آقای خونه

---------------

کلاه خاکی

بخشی از ترانه ای که برای یه گروه رپ سرودم



            ارسال نظر(10)
شنبه 20 آبان 1391 :: 22:32
hamedkazemi

از امید که بنویسی

نا امیدت می کنند

از نا امیدی بنویسی

کتابت فروش نمی رود

از عشق بنویسی

مجوز نمی دهند

از عشق ننویسی

نگاهت نمی کنند

از غم بنویسی

نفرینت می کنند

از شادی بنویسی صدایت می کنند اما...

بهایت نمی دهند!

سانسورت می کنند

و در نهایت به دیوانگی شهره می شوی!

-----------

حامد کاظمی



            ارسال نظر(0)
جمعه 19 آبان 1391 :: 22:25
hamedkazemi

دیگه خسته شدم از نشستن کنار پنجره

فکر کردن به تو و صد هزار تا خاطره

بسه دیگه گناه داره دلی که عاشق توئه

بیا نذار خسته بشن چشم هایی که منتظره

--------------

حامد کاظمی



            ارسال نظر(4)
پنج‌شنبه 11 آبان 1391 :: 16:58
hamedkazemi

 

تو رو از تلاطم خاطره هام

یه روزی میام نجاتت میدم

انقدر دوست دارم می دونی

که واسه دیدن تو جون میدم

تورو هر شب تا سحر می خونم

مثه رویا شدی توی جونم

تو که باشی زندگی آرومه

تو نباشی این چشام گریونه

تو بیا زندگیمو شیرین کن

زندگی بدون تو زندونه

اگه تو عزیز قلبم باشی

تو میشی فرشته این خونه

----------------

حامد کاظمی

 



            ارسال نظر(4)
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 21:13
hamedkazemi

با سلام

   به دلیل عرضه نشدن کتاب در شهرستان ها از همه عزیزانم عذرخواهی می کنم

جهت رفاه حال شما مخاطب محترم کتاب به صورت پستی با 15% تخفیف به فروش میرسد.

دوستان گلی که مایل به دریافت کتاب هستند لطفا به صورت خصوصی پیام بگذارند.



            ارسال نظر(21)
سه‌شنبه 02 آبان 1391 :: 22:24
hamedkazemi

 

با سلام

از همه عزیزانی که در مراسم رو نمایی کتاب کلاه خاکی

شرکت نمودند کمال تشکر را دارم

هرچند مراسم باب میل بنده نبود و "کلاه خاکی" مورد بی مهری و کم لطفی

قرار گرفت اما مراسم مختصر مفیدی که تهیه و تدارک دیده شد با حضور شما ،

موجب دلگرمی اینجانب گردید و اینکه ابتدای مسیری قرار گرفتم که

می توان با حمایت شما دوستان به ادامه و انتهای مسیر نیز امیدوار بود.

همیشه پاینده باشید.

سهم من

از مسافرت تو

یک چمدان پر از خاطره بود...

چه خوب مرا از یاد نبردی!!!

-----------

حامد کاظمی



            ارسال نظر(7)
دوشنبه 01 آبان 1391 :: 20:49
hamedkazemi
درباره وبلاگ


سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران