♣__ کلاه خاکی __♣
من ... سال هاست تو را به قلبم وعده داده ام

تو اعتنا به اشک های من نکن عبور کن

و فصل پنجم شکستن مرا مرور کن

 

اسیر فاتحه شدم _ گناه، مرگ واژه بود

برای ختم این غزل، بساط جفت و جور کن

 

در این هوا که هر طرف اسیر درد می شوم

بیا، بیا ستاره شو برای من ظهور کن

 

همیشه فکر می کنم که رفتنت بهانه بود

بیا به ذهن خسته ام، ترانه شو خطور کن

 

همنورپابرهنه ام در این مسیر سوت و کور

شب سیاه قصه را بیا و غرق نور کن

 

از کتاب چسبی به نام زخم

سید احمد حسینی




            ارسال نظر(2)
پنج‌شنبه 29 دی 1390 :: 20:25
hamedkazemi

درباره وبلاگ


سلام عزیزان به وبگاه کلاه خاکی خوش آمدید. امیدوارم از خواندن مطالب و اشعار بنده لذت ببرید و با نظرات سازنده خود بنده را در بهبود مطالب یاری نمایید. با تشکر
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران